تبليغاتX
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

کساني که رضايت مخلوق را به بهاي غضب خالق بخرند، رستگارنخواهند شد.
درباره وبلاگ

ابن‏قيس تميمي حکايت کند: هر چيزي را فراموش کنم، سخن زينب(س) دخت فاطمه(س) را هنگام مرور بر جسم چاک چاک برادرش حسين(ع)، وقت رفتن به کوفه فراموش نمي‏کنم که مي‏گفت:
«يا محمداه، يا محمداه، صلي عليک ملائکة السماء هذا الحسين بالعراء مرمل بالدماء مقطّع الاعضاء، يا محمداه و بناتک سبايا، و ذريّتک مقتّلة، تسفي عليها الصبا.»
زينب، با اين سخنان دوست و دشمن را به گريستن واداشت.
«اي جدّم، اي رسول خدا، درود فرشتگان آسمان بر تو باد، اين پيکر قطعه قطعه و غلطيده در خون حسين توست. يا رسول الله، دخترانت اسير و جگر گوشه‏گانت کشته و نسيم مشرق بر جسم چاک چاک آنان در بيابان مي‏وزد.»

منوی اصلی صفحه ی نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ


پیوندها یکی از وبلاگ های من


آرشیو موضوعی سوالات وشبهات
زندگینامه

آرشیو تیر 1388
خرداد 1388

سرویس حدیث


تماس با ما

سلام دوستان

ما را از نظرات مفید خودتون دریغ نفرمائید

در حق ما دعا کنید


× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 3:0 |
کرامت

 

سزاي تعلل کردن معمار، در ساختن آب انبار براي زوار امام حسين و جسارت به ملا فتحعلي سلطان آبادي‏

اين قضيه توسط مرحوم ملا فتحعلي سلطان آبادي قدس سره نقل شده است:

چشمم درد سختي گرفتم و تا دو سال طول کشيد و بيتاب شدم و اندوهم از اينکه نتوانم مطالعه کنم، زياد شد و از درمان پزشک نوميد شدم.

شبي در هنگام خواب صدبار سوره‏ي توحيد را خواندم، به قصد اينکه يکي از اولياء الله را که دادرس بيچاره‏ها هستند، در خواب ببينم. آن شب در خواب مجلسي ديدم که سه نفر در آن بودند؛ يکي ملا نصرالله بود و ديگري حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم بودند و نفر سوم حضرت علي عليه‏السلام بودند. ملا نصر الله به من گفت: آنها را مي‏شناسي؟ گفتم: آري. پس ملا نصر الله به يکي از آنها اشاره کرد و سه معجزه از او ذکر کرد و سپس براي ديگري هم سه معجزه ذکر کرد. سپس از خواب بيدار شدم، در حالي که فراموش کرده بودم که شفاي چشمم را بخواهم و راضي بودم که کور شوم، ولي چشمم درد نکند و اصلا به خاطر شدت درد، جلوي پايم را نمي‏ديدم.

هنگام صبح، زن پرستارم گفت: فردا در اين وقت چشم درد تو، شفا مي‏يابد! من از سخن او تعجب کردم و گفتم: با نوميدي پزشک از درمان شدن من، از کجا شفايم را دانستي که بي‏ترديد گفتي؟ گفت: به خاطر خوابي که ديشب ديدم و سپس خوابش را به من گفت. بالاخره همان گونه که گفته بود، شفا يافتم.

پس از آن در دلم افتاد که به خاطر اين لطف بزرگ، بر سر راه زوار آنجا، که از آب دور است؛ آب انباري بسازم و عجب اينکه چون رفتم که آجر بخرم، سواري از بيابان رسيد و کيسه پولي به آجر فروش داد. آن پول به همان اندازه‏اي بود که آجر فروش مي‏خواست و بالاخره از غم پول آن رها شديم.

و عجبتر آنکه: چون معمار را خواستم و اندازه آب انبار و بهاي ساختمان و مدت اتمام را با او قرار کردم، او قبول کرد؛ ولي در کارش سستي کرد و مدت قرار داد گذشت ولي او به قرار خود وفا نکرد و جمعي کارشناس نزد او بردم، و همگي از کارش و تخلفش گله کرديم و ميان ما گفتگو شد و سخن زشتي به من گفت.

آن جمع مي‏خواستند او را کيفر دهند، ولي من مانع شدم و گفتم: بار خدايا اگر مي‏داني که اين آب انبار براي زائران امام حسين عليه‏السلام است و ما قصد ديگري نداريم او نزد تو مقامي پسنديده دارد، خودت سزاي معمار را بده! فردا که تاسوعا بود، خاندان آن معمار شتابان و هراسان نزدم آمدند و گفتند: وقتي که به خانه برگشته است، دلش به سختي درد گرفته است و درماني جز دعاي شما ندارد و يقينا اين کيفر کرداري است که نسبت به شما انجام داده است.

من گفتم: خدايا اگر اين حق از من است، من از او گذشتم. ولي معمار در همان شب مرد و گرفتار سطوت ملک جليل شد. همچنين از کرامات امام حسين عليه‏السلام اين بود که در روزي که بازديد آن محل رفتيم، خوراک هفت هشت نفر را با خود برديم و بيش از شصت نفر در آنجا گرد آمدند و همه خوردند و آنها را بس بود. [1] .

از کتاب :آثار و برکات حضرت امام حسين

محمد رضا باقي اصفهاني‏

نصايح

 

 


× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 23:54 |
پاداش ادب !

 

زمانى كه مردم متدين در برابر خانه شخص ارمنى اجتماع كردند، او كه در كنار پنجره طبقه بالا ايستاده و از اظهار لطف آن جماعت تشكر كرد، ناگهان سخنى گفت كه انبوه جمعيت را غرق در ضجه و ناله كرد. او فرياد كشيد:
- ما ارمنيها، اگر دنيامان ، چنانكه بايد، آباد و روبراه نيست و در زندگى با هزار و يك مشكل روبروييم ، عجبى نيست . عجب از شما مسلمانها، شيعه هاست كه چنين پيشوايان كريم و آقا بزرگوارى داريد و در عين حال در مشكلات دست و پا مى زنيد؟!
مسلمانها، چرا شفاى دردهايتان را از اين بزرگواران نمى گيريد؟!

بخوانید

یک دعا هم در حق ما کن


ادامه مطلب
× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 14:33 |
چه کساني با سفر امام حسين به عراق مخالف بودند و پيشنهاد آنان چه بود؟

چه کساني با سفر امام حسين به عراق مخالف بودند و پيشنهاد آنان چه بود؟

چه کساني با سفر امام به سوي عراق مخالفت کردند و پيشنهادهايي که در خصوص سفر امام حسين عليه‏السلام به عراق و کوفه داده مي‏شد چه بود و چرا؟

پاسخ:

پيشنهادهايي که به امام حسين عليه‏السلام در طول اين سفر داده مي‏شد، از مدينه شروع و تا کربلا توسط افراد مختلف ادامه داشت. اين افراد، از اقوام و عشيره‏ي امام تا افراد معمولي و حتي دشمنان آن حضرت بودند. پيشنهادات آنان بر اثر دلسوزي و علاقه‏ي به امام و حفظ اسلام بود؛ که در حقيقت مي‏توان گفت آنان از حقيقت حرکت امام بي‏اطلاع بودند. اين افراد و پيشنهادات آنان را به اختصار بيان مي‏کنيم:

 


ادامه مطلب
× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 22:30 |
علت عدم همراهي عده‏اي از بني‏هاشم با امام حسين چه بود؟

علت عدم همراهي عده‏اي از بني‏هاشم با امام حسين چه بود؟

چرا محمد بن حنفيه برادر امام حسين عليه‏السلام، همراه حضرت به کربلا نيامد و در قيام آن حضرت شرکت نکرد؟ همچنين عبدالله جعفر، ابن‏عباس، ميثم تمار و مختار و ساير ياران وفادار علي عليه‏السلام در آن زمان کجا بودند؟

پاسخ:

محمد بن حنفيه از فرزندان اميرالمؤمنين عليه‏السلام است و «حنفيه» لقب مادر اوست. از اميرالمؤمنين عليه‏السلام نقل است که فرمودند:«محمدها ابا دارند از اينکه خدا عصيان شود». سؤال شد اينها کيانند؟ فرمود: «محمد بن جعفر، محمد بن ابي‏بکر، محمد بن ابي‏خذيفه و محمد بن اميرالمؤمنين ابن‏حنفيه».

اما عدم همراهي او با امام حسين عليه‏السلام شايد به جهت معذور بودن ايشان بوده باشد. علامه مامقاني گفته است: محمد بن حنفيه و عبدالله بن جعفر - همسر حضرت زينب عليهاالسلام - و امثال آنها جلالت و شأنشان بالاتر از آن است که اعتقاد بر خلاف حق داشته باشند. [1]  و نيز گفته‏اند که امام حسين عليه‏السلام از او و خيرخواهي‏اش در نرفتن به کوفه سپاسگزاري کرده و او را بعنوان جانشين در مدينه گذاشت و وصيتنامه‏ي الهي و سياسي خود را به او مرحمت کرد و افزود: «تو چشم و گوش من در مدينه باش و تمام گزارشات را به من برسان» [2] . و بدين وسيله اجازه داد که فعلا محمد بن حنفيه از کاروان کربلا استثنا شود.


ادامه مطلب
× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 22:28 |

 

قابل توجه:

در صورت تکرار سوال لطف فرموده از طریق نظرات ما را آگاه فرمائید .متشکرم


× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 5:50 |
چرا براي جلوگيري از مشکلات آينده، حضرت علي با دشمنان کنار نيامدند ؟


ادامه مطلب
× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 5:30 |
چه شد که امام حسين در کربلا - نه مکه و نه کوفه - به شهادت رسيدند ؟


ادامه مطلب
× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 5:30 |
علت بيعت نکردن امام چه بود و غير از آن چه راههايي در مقابل امام وجود داشت ؟


ادامه مطلب
× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 5:29 |
علت انفعال مردم در برابر سياست‏هاي معاويه چه بود ؟


ادامه مطلب
× نوشته شده توسط خادم الحسین علیه السلام در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 5:29 |
آخرین مطالب وبلاگ کرامت پاداش ادب ! چه کساني با سفر امام حسين به عراق مخالف بودند و پيشنهاد آنان چه بود؟ علت عدم همراهي عده‏اي از بني‏هاشم با امام حسين چه بود؟ چرا براي جلوگيري از مشکلات آينده، حضرت علي با دشمنان کنار نيامدند ؟ چه شد که امام حسين در کربلا - نه مکه و نه کوفه - به شهادت رسيدند ؟ علت بيعت نکردن امام چه بود و غير از آن چه راههايي در مقابل امام وجود داشت ؟ علت انفعال مردم در برابر سياست‏هاي معاويه چه بود ؟ علت و انگيزه‏ي قيام امام حسين چه بود ؟ علت نوسان مردم کوفه چه بود «قلوبهم معک و سيوفهم عليک»، يعني چه ؟ فعاليت‏هاي امام حسين براي مخالفت با حکومت معاويه چه بود ؟ آيا حقيقتا سفر امام حسين به عراق مصلحت بود ؟ چرا امام حسين زنان و کودکان را به کربلا برد ؟